تبليغاتX
من و تنهایی هام











من و تنهایی هام

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست
مترسک
از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای ؟
 پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتي به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
جبران خلیل جبران
+نوشته شده در سه شنبه 1391/03/02ساعت20:14توسط ساحل |
آگهی
+نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/21ساعت9:26توسط ساحل |
در......
در سقوط هم میتوان سهمگین ، باشکوه ، با صلابت و  زیبا بود ،
این را آبشار به من آموخت
+نوشته شده در دوشنبه 1391/02/18ساعت18:40توسط ساحل |
چند بار بخوانید تا ضرب آهنگ درونی این غزل و حال مولانا را حس کنید
و از عمق وجودتان بفهمید آنچه را که او گفته است

نه سلامم نه علیکم
نه سپیدم نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی

نه سمائم نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم

نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم

نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه
فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم
...
گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم

تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی

خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی
تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی

به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی بخود آی

تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی
و گلِ وصل بـچیـنی
+نوشته شده در پنجشنبه 1391/01/24ساعت23:0توسط ساحل |
دلم برای همه ی دوستای وبلاگ نویسم تنگ شده

خیلی دیر شده برای تبریک سال جدید

ولی سال نو همه تون مبارک و روزگار خوبی رو براتون آرزومندم

+نوشته شده در پنجشنبه 1391/01/24ساعت22:36توسط ساحل |
من...
من بزرگم زیرا توانایی بخشیدن را دارم.

من بزرگم زیرا از بازی با کودکان لذت می برم.

من بزرگم زیرا عظمت و زیبایی آسمان پر ستاره را درک می کنم

من بزرگم چون همیشه به یاد آفریننده این همه زیبایی هایم و به او توکل می کنم

خدایا شکرت

+نوشته شده در پنجشنبه 1391/01/24ساعت22:34توسط ساحل |
به بهترینها فکر کن
زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو تصور میكنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.
 
پس همیشه به بهترینها فكر كن
+نوشته شده در پنجشنبه 1390/12/04ساعت12:39توسط ساحل |
زندگی
بهترين و زيباترين چيزها در دنيا قابل ديدن و لمس کردن نيستند . 

 بايد آنها را با قلبتان احساس کنيد." 

******************

 ما آمده ایم زندگی کنیم نه  قیمت زندگی پیدا کنیم

نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم

زندگی ما حکایت یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی؟

گفت : نه ، ولی همه اش تمام شد بدون هیچ

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/03ساعت17:18توسط ساحل |

+نوشته شده در سه شنبه 1390/12/02ساعت15:19توسط ساحل |
نامه ای به همسر عزیزم

قسم به یادت

که نامت را

بر تک تک ثانیه های عمرم

روی قلبم حک کردم

و نوشتم

تا ابد دوستت دارم...

این نامه رو نوشتم چون تو این مدت که مشکلات زیادی برام اتفاق افتاد

تنها کسی که  همیشه در کنارم بوده و بهم آرامش داده و می ده تو بودی

دوستت دارم و از اینکه تو رو دارم خیلی خوشحالم

+نوشته شده در شنبه 1390/11/29ساعت20:20توسط ساحل |

+نوشته شده در شنبه 1390/11/29ساعت20:11توسط ساحل |
آری آغاز دوست داشتن است

 گرچه پایان راه ناپیداست

 من به پایان دگر نیندیشم

 که همین دوست داشتن زیباست»

+نوشته شده در شنبه 1390/11/29ساعت20:5توسط ساحل |